بعد از یه غیبت نسبتا طولانی برگشتیم :)

سلام به همه دوستای خوبم که وقتی نبودم برام PM گذاشتن و جویای احوالمون شدن.... یه عالمه دووووووووووووووووووووووووستتون دارم
علت غیبتم اولش به خاطر این بود که به خاطر یه سری اتفاقا یه کم دلم گرفته بود کلا بهم ریخته بودم حال و حوصله هیچی و هیچ کاری و نداشتم
، ایشالا که هیچ وقت کسی این حس بهش دست نده و همیشه شاد باشه
بعدشم اینکه 5شنبه 18 ابان جشن بله برون خاله ملاحت ایلیا بود که ما 17 ابان رفتیم شمال و من و ایلیا جونم 1 هفته اونجا بودیم و جمعه بابا میثم اومد دنبالمون و شنبه برگشتیم تهران، مثل همیشه که میریم رشت خیلی خوش گذشت و کلی کیف کردیم 
اتفاق مهم دیگه اینکه امروز که داشتم با ایلیا بازی میکردم دیدم تو دهنش دو تا مروارید سفید در اومده و از همه مهمتر و عجیب تر اینکه من نفهمیدم
چون از اندازش معلومه که حداقل یک هفته ای هست که خود نمایی کردن
دندونای شماره 4 ایلیا الان مدتهاست که میخواد در بیاد ولی انگار خبری نیست لثش شدیدا متورم شده و کاملا سفیدی دندونا از زیرش پیداست ولی خبری نیست که نیست، اما دندونای شماره 5 در اومدن و حسابی خودشون و نشون دادن
مبارکه نفسم عشقم زندگیم توی 18 ماهگی پسرم 8 تا مروارید سفید و خوشمل داره و عادت کرده هر شب مسواک میزنه البته طریقه صحیح شو هنوز بلد نیست و بیشتر مسواک و میخوره
و همینطور عاشق نخ دندونه و نخ و میذاره تو دهنش بین لثه هاش ( دقیقا همون جاهایی که دندون نداره
)، طوری که دو سمت نخ بیرون اویزون میمونه و بعد میکشه بیرون 
♥پسرم عزیزم عاشقتم و بدون تو نمیتونم نفس بکشم♥


بعد از یه غیبت نسبتا طولانی برگشتیم :)
